عبد الحسين نوايى

186

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

نامهء ميرزا مهدى خان به طهماسبقلى خان « 1 » ( نادر ) به ذروهء عرض مىرساند كه چون ذى شوكتى كه تدبير ملك آرايش آرايش جهان را علت و برق شمشير جان‌ستانش آتش‌افروز خرمن صبر و توان دشمن ملك و ملت باشد و صاحب دولتى كه لذت زخم خنجرش گلوسوز اعداى دون و ماهچهء لواى طالعش به سان رايت زرين آفتاب خيره ساز ديدهء خفاش طبعان سياه اندرون بوده از آب تيغ آتشبار خاك مذلت بر روى دشمنان بادپيما پاشد دعاى بقاى عمر و اقبالش بر خاص و عام و شكر دولتش بر عموم و جمهورا نام واجب مىباشد . لهذا بندهء اخلاص‌نژاد با تمامى اهل استرآباد ، درگاه و بيگاه ، از درگاه احديت به مسئلت دوام دولت و ايام عمر شريف قيام و به اقدام جبين به طى مراحل دعاگوئى اقدام ورزيد به تخصيص درين اوان خجسته و زمان فرخنده كه به معاضدت جنود تأييدات لايزالى و لشكركشى و دشمن‌كشى نواب مستطاب عالى فتح دار الملك اصفهان ميسر و كليد تدبير و سعى بندگان عالى مفتاح هلالى مملكت گشاى هر كشور و شهر گشته و نقد ملت محمدى كه در بازار جهان كاسد شده بود رواج طلاى دست افشار « 2 »

--> ( 1 ) - عنوان نامه در منشآت : « عريضه كه در مبادى حال ، در تهنيت تسخير اصفهان ، به خدمت اقدس نوشته » . ( 2 ) - اشارتى اديبانه به قوم و قبيلهء نادر يعنى افشاريه .